محمد تقي جعفري
622
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
عفو خواهى اين دل پاره ها مانند كبوتر بال و پر زنان سراغ فضاى ملكوتى ترا مىگيرند باز موقعى كه بامداد كرهء خاكى را روشن مىسازد ، كبوتران عفو را به بدنهاى مردم روانه مىسازى و در اين زندانها تا شبانگاه محبوسشان مىنمايى . به شامگاه بار ديگر اين عفوها از عشق ايوان و بام ربوبيت به پرواز در مىآيند ، تا آن هنگام كه دوران وصلتشان با بدن بسر آيد ورو به سوى تو كنند و بال و پر زنان و ايمن از نگونسار شدن با نغمهء انا لله وانا اليه راجعون رهسپار كوى تو گردند . ( 1 ) اين باز گشت نهايى پاسخ ندايى است كه از مقام شامخ ربوبى بلند شده است كه بياييد وبرگرديد ، ديگر روزگار سختىها وغم واندوه هاى شما پايان يافته است . اكنون برگرديد كه - ( ( 4183 ) ) بس غريبىها كشيديد از جهان قدر من دانسته باشيد اى مهان در زير سايهء درخت لطف وودادم ، مست ونازان بياساييد و پاها را كه براى دين مشقتها متحمل شده بودند دراز كنيد ، تا حوريان بهشتى كه زمانهاى طولانى در انتظارتان بودند نوازشتان كنند ، چون از سفر برگشتهايد ، ناز شما را كشيدن و مهر به شما ورزيدن لازم است . مردان الهى كه مانند نور خورشيد در زندگانى دنيا روى خاك و كثافت ماده افتاده بودند ، بدون اين كه از خاك وكثافتها متأثر شوند ، به جايگاه اصلى خود برگشتند ، چونان خورشيد كه دامن اشعهء خود را از روى اجسام مىكشد بىآنكه از خواص زشت آنها متأثر شود . بزرگوار خداوندا ، آن گروه گنه كاران هم كه سرشان به ديوار رسيد ونوميدى جانشان را فرا گرفت ، بر خطا وگناهان خود پس از آن كه مات كعبتين شاه شدند . ( 2 ) آگاه ومعترف گشتند .
--> ( 1 ) ابيات بعدى رجوع خود انسانها را به سوى خداوند متعال مطرح مىكند . . ( 2 ) كعبتين دو مهرهء شش پهلوى بازى نرد است كه معمولًا از استخوان مىسازند . مفاد اين ابيات دو احتمال دارد : احتمال يكم : مقصود از مجرمان ، وزير وفراش وامراى سلطان محمود مىباشد . احتمال دوم : منظور از شاه ، خداوند متعال ومنظور از مجرمان ، بندگان گناه كار است . .